۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

Oh iPad Oh My God . . . | Eposide 1

به نام خدای بخشنده مهربان ، آفریدگـار استیوجابـز مهربان 

روزی از روز های خدا یک پدیده ای خدادادی نازل میشه به اسم آیپاد ، در ویکی پدیا آمده بعضـی از کاربران آیپاد بعد از خرید دیوانـه شدند اما داستان ما کاملا" متفاوت است . داستان یک فرد هست به اسم علیرضا که آیپاد خود را همانند فرزند خود میدانند حال میرویم توی کارش و با دنیای آیپاد و علیرضا بیشتـر آشنا میشویم عمو

   Welcome Home My iPad My Son

ضیافتـی دوباره . .. انگار همین دیروز بود یه دفعه با سر رفتیم مهـر آیپاد افتاد تو دلم و گرفتم چقدر خوشگل بود حیف که کلید نداشت ! اول فکـر کردم یه تخته چوبه رنگش کردن وقتـی دیدم اپل روشـه گرفتم که به به به به ، استیو ( پدر بزرگ آیپاد ) ساختتش 
همه جـا بوی خون میداد ( ببخشید قاطـی شد ) یه دفعه یه نوری اومد آره خودشـه عجب بزرگه 
 

در همان حال یک شعـر سرودم از عشق تو مردم آیپاد | آههه ای مایکل آهههه مای گاد 
یکم گوشـه گیـر شده بودم به خود زنـی روی آوردم اما اینها فایده ای نداشت بالاخـره دلو زدم به دریا گفتم بابا جووون ( به مدت 10 دقیقه کشیدمش ) بعد گفت بلـهههههه 

گفتم اون آیپادا دیدی ؟ گفت چی چی ؟ گفت هیچی فهمیدم که الان جاش نیست روز های گذشت و در فراق یار سیگاری شده بودم ، نه من نمیتونم بزنم چقدر زیبا بود

 

با با ااااا یا آیپاد یا خودکشـی ؟ پسـر خودکشـی کن نه جدی میگم  . . . خیال کردی من شوخـی میکنم علیرضا ؟ :))   و پسـرک تو کف ...

بالاخـره علیرضا بریم آیپاد بخریم دائیت هم میاد ... روز های خوشـی بازگشت
  



در قسمت بعد میخوانید :
آیپاد ، عمو علـی من خوابم میاد 
آیپاد بابا علیرضا شارژم کن
 بابا علیرضا این کیه وقتـی با من میری بازینما همش اسپم میده ؟ 



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر