به نام خدای بخشنده مهربان ، آفریدگـار استیوجابـز مهربان
روزی از روز های خدا یک پدیده ای خدادادی نازل میشه به اسم آیپاد ، در ویکی پدیا آمده بعضـی از کاربران آیپاد بعد از خرید دیوانـه شدند اما داستان ما کاملا" متفاوت است . داستان یک فرد هست به اسم علیرضا که آیپاد خود را همانند فرزند خود میدانند حال میرویم توی کارش و با دنیای آیپاد و علیرضا بیشتـر آشنا میشویم عمو
ضیافتـی دوباره . .. انگار همین دیروز بود یه دفعه با سر رفتیم مهـر آیپاد افتاد تو دلم و گرفتم چقدر خوشگل بود حیف که کلید نداشت ! اول فکـر کردم یه تخته چوبه رنگش کردن وقتـی دیدم اپل روشـه گرفتم که به به به به ، استیو ( پدر بزرگ آیپاد ) ساختتش
همه جـا بوی خون میداد ( ببخشید قاطـی شد ) یه دفعه یه نوری اومد آره خودشـه عجب بزرگه
در همان حال یک شعـر سرودم از عشق تو مردم آیپاد | آههه ای مایکل آهههه مای گاد
یکم گوشـه گیـر شده بودم به خود زنـی روی آوردم اما اینها فایده ای نداشت بالاخـره دلو زدم به دریا گفتم بابا جووون ( به مدت 10 دقیقه کشیدمش ) بعد گفت بلـهههههه
گفتم اون آیپادا دیدی ؟ گفت چی چی ؟ گفت هیچی فهمیدم که الان جاش نیست روز های گذشت و در فراق یار سیگاری شده بودم ، نه من نمیتونم بزنم چقدر زیبا بود
با با ااااا یا آیپاد یا خودکشـی ؟ پسـر خودکشـی کن نه جدی میگم . . . خیال کردی من شوخـی میکنم علیرضا ؟ :)) و پسـرک تو کف ...
بالاخـره علیرضا بریم آیپاد بخریم دائیت هم میاد ... روز های خوشـی بازگشت
در قسمت بعد میخوانید :
آیپاد ، عمو علـی من خوابم میاد
آیپاد بابا علیرضا شارژم کن
بابا علیرضا این کیه وقتـی با من میری بازینما همش اسپم میده ؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر