۱۳۸۹ دی ۱۰, جمعه

بلاگ های درخواستـی 1

نقـل قول از دوستان : امتحان دیفرانسـل دارم نخوندم !  

+ شریـات بلوکـری ! 

آسوده بمیـر مـن هستـم ! جون تو ! :دی

سلام ! تیتر بلاگ رو تقدیـم میکنم بـه تمام بکـسمون ! یـه چـیز شـر هست هیچ ربطـی هـم نداره ؛ دور همیم !  
سلام اصلـی . . . ^_^
دِ مـن چـرا بـه هرکـی میگـم ناراحتـم میگـه شب جمعست ؟ قضیش چیـه بـه مام بگیـد خو !  
بحثـی نداریـم . . . خوابـم نمیبره ! دلـم بـه درس نمیره . ناراحتـم و بـه قول معروفـی " مست و خرابـم "  . . . 
آسـوده بکپ مـن هستـم . . . ( بی ربط و خنثـی ) ! 

http://up.iranblog.com/images/189r8o62rs0yv4atdqx4.gif
سـوال خوبیـه ، نمیدونم چـه مرگمـه . . . ممسـن میپرسـه ، همه میپرسـن ، داش رضـا میپرسـه ! خـو مـن چـه مرگمـه ؟ " نثـر حماسـی "  
بیخیال آقا !  

۱۳۸۹ دی ۹, پنجشنبه

تعـدی بـه حقوق !؟

http://up.iranblog.com/images/si7b4uagw4jts78kggz.gif   
امتحانات دارن تعـدی میکنن بـه حقوقمون کلا" ! بسـی ، بسـی ، متوجـه ام فقط ! الان فـاز ادبـا (     جمـع ادیب :دی ) یـم . . .  !

بـرای اینکـه کـه متوجـه شید یـه غزل ول میدم ؛ بمونید توش فقط : 
گفتـم غـم تو دارم ،  گفت بـرو بابا ، سـر آیـد / گفتـم بیا ... مـن شـو ، گفتـا اگـر در آیـد ( نیازمند توضیح )
//
از اون هـم بگذریـم فـردا مدرسـه میبره قـم ، منم نمیرم ! بیــاااان !  
زر ، یعنـی عرض ندارم ! بـریـم بمیریـم دور هـم   



۱۳۸۹ دی ۶, دوشنبه

باز آمـد بوی امتحانات :|

سلام ، پیف پیف : ) 
بـار هـم اومـد بوی مـاه مدرسـه . . . البته الان پـی بردم امتحانات مـا هـم داره شروع میشـه  . . . چقـدر بـدم میاد از امتحان :|
از اون گذشته بایـد بخونیـم ! اما مـن برعکس بچـه ها تو امتحانا مغزم بـه درس نمیره . . . نمیدونم چـرا ! حتـی نمیشـه ازش فرار کـرد کـه لاقـل فرار کنیـم .   

خلاصـه یکـم کمتـر ولـم اما هستـم روزی 3-4 ساعت اگـر خدا بخواد . . . اما ول نیستیـم دیگـه !
 
 //

دیگـه هیچی ! بیکارم . . . اصاب ندارم . . . تو روح هرچـی امتحان و مدرسس  

وضعیت در آینده ای نـه چندان دور : 

۱۳۸۹ آذر ۳۰, سه‌شنبه

تیـرآهـن و فرزنـد صالـح

سلام ، 
طبـق معمول ، با شوق و ذوق فراوان سـه شنبـه ها بلاگ مینویسیم و طبق معمول درباره کلاس دینی !  
کلا" زنگــ دینی حالـی میده مـن قراوـت میکنـم بچـه ها میخندند و اینا . . . و بسـی جالبـه اینبار اونقـدر بد خوندم کـه قاطـی کرد کلا" . . . 
کلاسمون تهشـه خدایی . . . معمولا" یکی قرائت میکنـه آیات رو . . . یکی هـم معانـی رو میخونـه از روی منتشران ، اینبـار یکی از بچـه های سوژمون " نویـد " معنـی میخوند ؛ و خداوند اجـر آنان را نگاهـد رو خوند ... 
بچـه های کلاس هـم کـه معملـومـه ؛ زدیـم زیـر خنده تا تهش !  
وضعیت معلـممون هـم اسف بار بود   . . . و گفت کـه نویـد حـق صحبت نداره :دی ؛ مـا هـم نبودیـم از پشت زر زدیـم . 
کریم هـم یـه پشت میگفت انشاالله ، انشاالله و عادل هـم میگفت بیا در آغوش اسلام و اینا خلاصـه یـه ریـز خودمو کنترل کردم . داشتـم چپـه میشدم  

امـروز هـم مثـل تمام روز ها از سخنان معلـممون کـه بـه ظاهـر وقت نداره استفاده بـردیـم ؛ تهش بود . . . از کشـف دلیل فاحشـه شدن و کراکـی شدن فرزند های خانواده بـه میـل گرد  موجود در ساختمان های پیمانکـاری تا مثـال های بسیـار احساسات برانگیـز در زمینـه ساختمان سازی و اینکـه سود توی کـار ساختمون سازی حرامـه و باعث میشـه بچهات طبق گفته بالا از دست برند از اون کـه بگذریـم قطـر میلـه گرد هـم با دستش نشون میداد کـه بچـه ها قهقـه میزدند کـه تهش بود خدایی . . .   
 زنان هـم در کلاسمون مورد رحـم قرار نگرفتند و عاملـی برای حروم خـور کردن شوهـران نام گذاری شدند . تو کلاسمون بازار کروکـی هـم گـرم بودو در مورد اینکـه کـاخ عبیداللـه بـن زیاد سگ دونـی شده و آثارش مونده صحبت شـد . تازه خودش دیده  دیگـه اگـر بخوام بگـم طول میکشـه منم حسشو ندارم . بـه همین اکتفـا میکنم . . . 
+ Have a Good Time 
 

۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه

معیوب و بـی یاهـو

سلام  
خوب نیستـم ، نپرسید . . . .خوبید ؟    
اولا" کـه دور و ورم شلوغـه کـه خیلی بدم میاد . وقتـی کسـی پیشـم هست بلاگ بنویسـم آدم اعصابـش داغون میشـه . . .   تسلیمیم کلا" . . . بخاطـر همینـه از 90 بدم میاد . احتمالا" فـردا امتحان بگیـرن مـا هـم کـه معلومـه  وضع همینـه . . . :دی
اصلا" هـم خوب نخودم . اعصابشون نداشتـم ، ندارم ، نخواهـم داشت |: دلمان بـرای بعضـی از دوستان تنگ شده . . .  یـر بـه یـر میاد بیخ گوش مـن    خیلی بدم میاد . . . دیگـه کـه بگـم فـردا شیمی و اجـی داریم معلوم نـی سیخی چند . . . 
وضعیت کلیـم زیاد خوب نـی ، اعصاب یخـده . زندگـی شده PC کـه عشقـه و مدرسـه . . .   

90 بدم میاد . اولیـن باری هست کـه نت میام یاهـو نمیام :| چقـدر بده دور آدم شلوخ باوشـه 

توروحمون با هـم >:دی<

۱۳۸۹ آذر ۲۸, یکشنبه

حالتـو اخذ کردم :-"

سلام و کم کم شب بخیـر :دی
بـا کمک دوستان عزیز ( بروباو!) و . . . حـال مـا اخذ شـد . متحیـرگردیدم از تاثیرات بلاگ قبلـی بر دل جوانان ملت :دی

بلاگ هـم ظاهرش جـر داده شـد . بک هـم خـز شده ، نذاشتـم : )

مسـت و خرابـم . . . |:

سلام ،


چنـد روزیست تو خودمم ! میگـن دپ ، دپـم نیستـم . . . زیاد تو خودم نیستـم اما تو خودمم (!) اصلا" مفهوم نداره اما خـب حقیقت کـه داره ! بیش از اندازه عصبـی شدم ، فقط دنبـال یـه سوژم بهـش گیـر بدم  شدیدا" کسـری خواب دارم و ایـن مسائـل . . . 
خلاصـه تنها ایـن خـل وضعـی مـا تـوی اعصاب ، خستگـی ، دپـی و اینا خلاصـه نمیشـه ؛ امـرو نمـره های کارنامـه رو گفتند مـن با نمـره معـدل درخشان 17/5 ، اول کلاس شدم ! دیگـه شاید بشـه نتیجـه گرفت امتحانا رو از کدوم منبع خانوادگیشون آوردن   

دیگـه عرضـم بـه حضورتون کـه ، فقط با بکـس نتـی حـال میکنم و بچـه های مدرسـه بـه جـز تعداد محدودی حـال کـه نمیکنم هیچ ! بـدم هـم میاد  حالا خنـده های کلاس ، ملاس بماند   

تو زنگ تفریـح هـم یا در حال اذیت دوستانمون هستیـم یا اینکـه ، نشستـم رو صندلـی دارم یک چیـز رو زمزمـه میکنم کـه خدارو شکـر هیچکـی نمیتونـه درکش کنـه ؛ هـرچند کـه بخواد  میام خونـه ، خستگـی سـر گیجـه پی سی رو آتیش میکنم بـا دعاهایی کـه میکنیم میاد بالا ( برهانـی شد برای خداشناسیم ) ، بعـد موسیقی رو آتیش میکنیم و حالت میشـه " مست و خرابـم " !   

چیـز میز زیاد بـه ذهنـم میاد اما خـب طبـق معمول حسش نمیاد ، یعنـی میاد ! من نمیام بـاش  کلا" مثـل جهنـم ایرانیا شده . . .

+ از مدیریت  یکی از سایت ها کـه خیلی دوستش داشتــم هـم استعفــا دادم

بحث ) هـدر و اینا

 سلام ،
استایـل بلاگ خسته کننده شده منم پی سیـم داغونـه نمیتونـم هـدر و بک بزنـم فتوشاپ نیـز نداریم  

بـه نظـر شمـا هـم داغونـه ؟ 

۱۳۸۹ آذر ۲۶, جمعه

Pink Floyd :X |1


http://imm.io/media/2A/2AUO.png

میخواهیـم عشق بـه پینک فلویدمان ول دهیم و بـس ارادتتیم باو :دی 
High Hopes - ComforTably Numb - Keep Talking :X

تسلیت میگم علی صورتـی :دی

http://imm.io/media/2A/2AUf.png


بلاگو ول میدم بـرای علیم :دی داداشـم ، اسکلـم :دی ، برای مردن کـارگردان عشق داداش عرفانش (!) :))
قربون داش علیم :دی روح خبیث :دی


۱۳۸۹ آذر ۲۵, پنجشنبه

ماهیّت نهضت حسینی . . .

http://imm.io/media/2z/2zfG.png

  نهضت امام حسین(ع) یک انقلاب بود و نه انفجار

 یکی از مسائلی که در مورد نهضت امام حسین(ع) مطرح است این است که آیا این قیام و نهضت از نوع یک انفجار (یک عمل ناآگاهانه و حساب ـ نظیر انفجارهائی که برای برخی از انسانها پیدا می شود بطوریکه در شرایطی قرار می کیرد که در حالی که هرگز نمی خواهد فلان حرف را بزند، ولا یکمرتبه می بیند ناراحت و عصبانی می شود و از دهانش هر چه که حتّی دلش هم نمی خواهد بیرون بیاید، بیرون می آید) بود؟ اسلام، به انقلاب انفجاری ذرّه ای معتقد نیست. اسلام، انقلابش هم انقلاب صددرصد آگاهانه و از روی تصمیم و کمال آگاهی و انتخاب است. جریان امام حسین(ع) نیز یک کار ناآگاهانه و یا یک انقلاب انفجاری نبود! گفته های خود امام حسین(ع) ـ که نه تنها از آغاز این نهضت بلکه از بعد از مرگ معاویه شروع می شود ـ، نامه هایی که میان او و معاویه مبادله شده است و .... نشان می دهد که این نهضت در کمال آگاهی بوده، انقلاب است امّا نه انفجار. انقلاب هست ولی انقلاب اسلامی نه انفجاری.

انتخاب و آزادی

 از جمله خصوصیّات امام حسین(ع) این است که در مورد فرد فرد اصحابش اجازه نمی دهد که قیامشان حالت انفجاری داشته باشد؟ چرا که امام (ع) در هر فرصتی می خواهداصحابش را به بهانه ای مرخّص بکند. هی به آنها می گوید :آگاه باشید که اینجا آب و نانی نیست، قضیّه خطر دارد. حتّی در شب عاشورا نیز با زبان خاصّی با آنها صحبت می کند:
" من اصابی از اصحاب خودم بهتر و اهل بیتی از اهل بیت خودم فاضلتر سراغ ندارم. از همهء شما تشکّر می کنم ، از همه تانممنونم. اینها جز با من با کسی از شما کاری ندارند. شما اگر بخواهید بروید و...."
امام (ع) همه راه ها را نیز نشان می دهد؛ تاریکی شب، برداشتن بیعت از دوش اصحابشان و ... ، یعنی فقط آ زادی و انتخاب. باید در نهایت آگاهی و آزادی و بدون اینکه کوچکترین احساس اجباری از ناحیهء دشمن یا دوست بکند، امام(ع) را انتخاب کنید. این است که به شهدای کربلا ارزش می دهد.