اکنون کمر من شکست
هيچ تاريخى از تواريخ مربوط به لكنهو نيست كه در آن ذكر اين بارگاه نشده باشد. اهل قلم و نويسندگان عموما درباره اين بارگاه عظيم شرحى را متذكر شده اند، گفته شده كه مردى مومن و صالح در خواب ديد كه فلان بخش از زمين را بكنيد كه آنجا علم (لواء) حضرت عباس عليه السلام قرار دارد همچنين گفته شده كه يكى از اهل دل از شام (دمشق ) به هندوستان آمده و پس از سير و سياحت در بلاد، وارد شهر لكنهو شده و ميهمان ميرزا فقيه بيگ گشته است و به پاس خدمات ميزبان ، به رسم تبرك يك علم شخصا به ميرزا تقديم نموده است : حق با كداميك از اين اقوال است ، خدا مى داند. در خواب به ميرزا صاحب بشارت دادند كه فلان جا را بكنيد (علم ) از آنجا پيدا خواهد شد. وقتى ميرزا از خواب بيدار شد وقت سحر رسيده بود ايشان پس از خواندن نماز صبح خواب خود را براى مومنين و مردم صالح بيان كرد، همه تعجب كردند و گفتند ما هم براى حفر زمين ، همراه شما خواهيم آمد. زمين مزبور حفر شد و از آنجا يك علم به دست آمد.
ميرزا صاحب ، علم را با كمال احترام و تعظيم به خانه خود آورد و در گوشه اطاق نصب كرد.خبر اين كرامت در شهر لكنهو و اطراف آن پخش شد، از آن پس مردم تك تك و گروه گروه به زيارت علم مى آمدند حاجت مى گرفتند. اين واقع در عهد نواب آصف الدوله رخ داد. عتاب شاهنشاهى نواب آصف الدوله ، يك روز از خادم خود خشمگين شد و به وى گفت : (فردا بينى تو جدا خواهد شد) خادم بسيار نگران شد و براى نجات از مجازات آصف الدوله به اين و آن متوسل شد ولى سودى نبخشيد. در بحبوحه خوف و هراس ، كسى به او سفارش كرد كه به خانه ميرزا فقيه بيگ برو حاجت خود را از باب الحوائج حضرت اباالفضل العباس عليه السلام در خواست كن ، انشاء الله مراد تو را بر خواهد آورد. خادم مزبور، به سفارش مخلصانه آن مرد مومن عمل كرد. فرداى آن روز قهر نواب آصف الدوله ، به مهر و لطف ، آن هم مهر و لطفى روز افزون ، بدل شد و خود به خود از قطع بينى آن خادم منصرف گشت !
پس از مدتى ، خادم وقت را مغتنم شمرد و به نواب آصف الدوله گفت : جناب عالى دستور داده بوديد كه بينى من قطع شود، ولى باب الحوائج حضرت عباس عليه السلام مرا از اين صدمه نجات داد. نواب پرسيد: چطور؟ خادم سرگذشت خود را براى نواب شرح داد.
نذر نواب آصف الدوله
نواب آصف الدوله كه با جان و دل به حضرت عباس عليه السلام عشق مى ورزيد، با شنيدن سرگذشت خادم خود، يكى از ملازمين معتبر خود را همراه هزار روپيه به پول آن زمان به خانه ميرزا فقير بيگ فرستاد تا پيرامون علم تحقيق كند و آن شخص در بازگشت قضيه علم مبارك را تصديق كرد. نواب با شنيدن قصه ، مشتاق ديدار از آنجا شد و براى زيارت علم مبارك به خانه ميرزا فقير بيگ رفت وى پس از زيارت علم ، حكم نمود كه در آنجا گنبدى بسازند و لذا در تاريخ به عنوان بنيانگذار درگاه مزبور ميان نواب آصف الدوله و نواب سعادت على خان كدورتى وجود داشت و سعادت على خان به همين سبب اميد نداشت كه پس از نواب آصف الدوله جايگزين وى گردد، لذا وى نيز به خانه ميرزا فقير بيگ رفت و هديه اى نذر علم كرده ، به حضرت باب الحوائج عليه السلام توسل جست . نذر وى اين بود كه اگر حكومت پس از آصف الدوله به وى برسد، آن محل را به عنوان بارگاه (درگاه ) ابوالفضل العباس عليه السلام تعمير كند. پس از مدتى نواب سعادت على خان ، به عنايت حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام ، حكومت را بر عهده گرفت ولى پيمان خود مبنى بر تعمير بارگاه حضرت ابا الفضل العباس عليه السلام را فراموش كرد. پس از چند روزى وى مريض شد و در حالت مرض اشاره اى غيبى به اين امر شد و يادش آمد كه چه پيمانى با ابوالفضل العباس عليه السلام بسته بود لذا همان وقت حكم به تعمير بارگاه نمود. . .
+ منبع ( کاملتر )
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر