سلام ،
چنـد روزیست تو خودمم ! میگـن دپ ، دپـم نیستـم . . . زیاد تو خودم نیستـم اما تو خودمم (!) اصلا" مفهوم نداره اما خـب حقیقت کـه داره !
بیش از اندازه عصبـی شدم ، فقط دنبـال یـه سوژم بهـش گیـر بدم
شدیدا" کسـری خواب دارم و ایـن مسائـل . . .
خلاصـه تنها ایـن خـل وضعـی مـا تـوی اعصاب ، خستگـی ، دپـی و اینا خلاصـه نمیشـه ؛ امـرو نمـره های کارنامـه رو گفتند مـن با نمـره معـدل درخشان 17/5
، اول کلاس شدم ! دیگـه شاید بشـه نتیجـه گرفت امتحانا رو از کدوم منبع خانوادگیشون آوردن
دیگـه عرضـم بـه حضورتون کـه ، فقط با بکـس نتـی حـال میکنم و بچـه های مدرسـه بـه جـز تعداد محدودی حـال کـه نمیکنم هیچ ! بـدم هـم میاد
حالا خنـده های کلاس ، ملاس بماند
تو زنگ تفریـح هـم یا در حال اذیت دوستانمون هستیـم یا اینکـه ، نشستـم رو صندلـی دارم یک چیـز رو زمزمـه میکنم کـه خدارو شکـر هیچکـی نمیتونـه درکش کنـه ؛ هـرچند کـه بخواد
میام خونـه ، خستگـی سـر گیجـه پی سی رو آتیش میکنم بـا دعاهایی کـه میکنیم میاد بالا ( برهانـی شد برای خداشناسیم ) ، بعـد موسیقی رو آتیش میکنیم و حالت میشـه " مست و خرابـم " !
چیـز میز زیاد بـه ذهنـم میاد اما خـب طبـق معمول حسش نمیاد ، یعنـی میاد ! من نمیام بـاش کلا" مثـل جهنـم ایرانیا شده . . .
+ از مدیریت یکی از سایت ها کـه خیلی دوستش داشتــم هـم استعفــا دادم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر