۱۳۸۹ آبان ۹, یکشنبه

hmm | بیکاری 1

خب سلام ، خوبید ؟  

من که نـه زیـاد . . . فشـار زیاد روم هست . خستگـی مفرط و امتحانات سنگیـن (؟ ) واقعا" جای تعجب نداره که میگـن اول دبیرستان واقعا" نحس هست . الان پی بردم   
خب ، از یـه طـرف توی کلاس درس هم آرامـش کافـی موجود نیست . از اونجا که با مدرسـه آشنایی ندارید یه توضیحات کلـی میدم . مدرسـه ما " باقـر العلـوم " توسط یک موسس فقید " حجت الاسلام (!) حبیب صمیمی " ساختـه شده ، بنابـراین فضیلت پر فیض نمـاز برای همه اجبـاری هست و از اونجا که همه ی دوستان یا وضو ندارند یا نمـاز نمیخونند دیگـه ما حتـی اتصـال هم نداریـم . از این ها که بگذریـم مدرسـه ما هم پیش دبستانـی داره هم ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان و پیش . از شانـس بـد ما توی امسـال افتـادیـم توی ابتدایی که ماشاالله معاون یا هر کوفت و زهـرماریشون  پشت بلندگـو ، بلندگـو قورت میده   دیگـه وضـع ما که بالا سرشونیـم رو بدونید نمونـه ی حرفاش این هست " دست نکن تو مماغت و از این قبیل " خب واقعا" هم معلومـه که سـر کلاس هنگام توضیح یا بخصوص امتحان با خنده بچـه ها تمام رشتـه های فکـری سرویس میشـه . . . 

مورد بعـد پـی بردن به ماهیـت اسکل بچـه های مدرسمون بطـور 90% هست بعضـی از رفقا به بلوغ فکـری رسیدن    ولـی اکثـرا" بچـه موندن  خلاصـه احتـمال داره فـردا امتحان ورزش هم بگیـرن که دهن من رسما" سرویس اما به لطف امتحان عربـی خشنودیـم . زبـان هم فـردا نتیجشو میدن که واقعا" آبـی در جمالـش نهادم   

راستـی داییمم رفـت حـج دیگـه مسئولیـت خونـش و بچش هم با منـه بد بخت شدیـم 

۱۳۸۹ آبان ۸, شنبه

پوچ 1

سلام ، چیزی نمیخوام بگـم فقط این که بلاگ ذیـل رو تکذیـب میکنم  

هیچی دیگـه ، باز مرام Aliz

۱۳۸۹ آبان ۷, جمعه

ریپورت -1

سلام بکـس !  

کلا" سطـح کارایی بلاگ اومـده پائیـن همش شده موضوعات آموزنده  ، حوصلـمون سریـد کلا" ! این 1 هفتـه بسیـار ملال آور و خستـه کننده بود  . اونقـدر که گـذر وقـت در مدرسـه هم بسیـار بـد بود . این از یه ور از طـرف دیگـه دوستان عزیزم بودند که حس و حـال روابـط اجتماعـی رو از ما گرفتند 

از این چرندیـات که بگذریـم بایـد هر روز عیـن آدم ( ؟ ) درس بخونیـم که چـی شایـد ، شایـد معلمـی بخارتش بپرسـه  
خب از اون هم بگذریـم از اعصـاب خورد کنـی های امـروز نمیشـه گذشت . یه بشـر دستت شکستـه ما بهـش دفتـر میدیـم بنویسـه 4 روز نیـاورد که آخـرش برای امتحان فـردا نخونـدم الان بسـی تحت استرس قرار دارم  . خدا خیـرش نـده ! دیگـه پشــت دستـم رو داغ کردم نه به کسـی کتاب کـار بدم نـه برای کسـی بنویسـم و اینها الحـق که یکی از دوستانـم " Glassy Thinks " ، پارسـا راست میگفت که از اول بهشـون کتاب کار اینا نمیداد ! بخصوص توی پنچ شنبـه که معلـم خوب شیمیمون " احتـرام خاصـی براش قائلـم " نیومـده بود به هـر دلیلـی دوستان عزیز ؛ من و 2 تـن از نزدیک تریـن دوستام رو آواره کردند و بی بیکار گذروندیـم اما خـب ، آش با جـاش و نوبـت ما هم میرسـه یکـــ شنبـه که درخواست کتاب کـار کنند . 

فـردا هم امتحان زبـان داریـم ؛ نخـونـدم به همون دلیل دفتـر نداشتـن ! دعـا کنید فقط سرویس نشیـم !  

دیگـه چیزی نیست گزارش کنـم . 
i3ye

۱۳۸۹ آبان ۶, پنجشنبه

آواتار های یاهـو بکـس



 Moji

 
 Ostad Shayan


Ali Khareh

Mehri ( Mehrdad ) xD

Ali Blocker :D

خب احیـانا" بیکار بودیـم خواستیم تست بگیریم اینا ؛ ببخشید :دی

۱۳۸۹ آبان ۵, چهارشنبه

فراماسونری چیست !؟ قسمت اول

سلام ؛ 

داشتـم گشـت میزدم که به یه مطلب جالب برخوردم گفتـم شما هم ببینید اینا : 
فراماسونری چیست؟
می توان گفت این سؤالی است که افراد بسیاری قادر به پاسخ دادن نیستند و یا اطلاعات دقیقی در این رابطه ندارند. این در حالی است که این تشکیلات و اعضای آن، نقش مهمی در تاریخ داشته اند و شناخت این تشکیلات، برای مسلمانان امری لازم و ضروری است.
کلمه ی ماسون (mason) یعنی بنّا، فراماسون (Freemason) یعنی بنّای آزاد. ماسونری یک تشکیلات منظم جهانی است که بر ارکان دولت های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و بسیار هم آزادانه عمل می کند. کسی که عضو فراماسونری است، ماسون ی فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز فعالیت ماسونهاست لژ نام دارد. فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد؛ اما با این وجود، کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و موفق به کشف و افشای اسرار آنها شوند. همه ی این افراد متفق الرأی هستند که: «مسئله از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.» (1)





No Comment | Following

  سلام ؛
اسمش فلمينگ بود . کشاورز اسکاتلندي فقيري بود. يک روز که براي تهيه معيشت خانواده بيرون رفت، صداي فرياد کمکي شنيد که از باتلاق نزديک خانه مي آمد. وسايلشو انداخت و به سمت باتلاق دويد.اونجا ، پسر وحشت زده اي رو ديد که تا کمر تو لجن سياه فرو رفته بود و داد ميزد و کمک مي خواست.   فلمينگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدريجي و وحشتناک نجات داد.
روز بعد، يک کالسکه تجملاتي در محوطه کوچک کشاورز ايستاد.نجيب زاده اي با لباسهاي فاخر از کالسکه بيرون آمد و گفت پدر پسري هست که فلمينگ نجاتش داد.
" نجيب زاده گفت: ميخواهم ازتوتشکر کنم، شما زندگي پسرم را نجات داديد. "
کشاورز اسکاتلندي گفت: براي کاري که انجام دادم چيزي نمي خوام و پيشنهادش رو رد کرد.
در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعيتي بيرون اومد. نجيب زاده پرسيد: اين پسر شماست؟ کشاورز با غرور جواب داد بله.” من پيشنهادي دارم.اجازه بدين پسرتون رو با خودم ببرم و تحصيلات خوب يادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآينده مردي ميشه که ميتونين بهش افتخار کنين” و کشاورز قبول کرد.
بعدها، پسر فلمينگ کشاورز، از مدرسه پزشکي سنت ماري لندن فارغ التحصيل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمينگ کاشف پني سيلين معروف شد  . 
سالها بعد ، پسر مرد نجيب زاده دچار بيماري ذات الريه شد. چه چيزي نجاتش داد؟ پني سيلين. اسم پسر نجيب زاده چه بود؟ وينستون چرچيل 

۱۳۸۹ آبان ۴, سه‌شنبه

وقـت تازه معنـی پیـدا میکنـه

سلام با غیبت یک روزه ، 

دوستان کلا" این چنـد روزه خیلی پکـر هستم اصلا" حـال نمیکنم ؛ درس زیـاد وقت آزاد کـم ، امتحانات و از این جنگولک بازیا حالا در این مواقـع هست که دارم معنـی وقت و زمان و گذرشو تازه میفهمم شایـد بعضـی هم توی عمرشون متوجـه نشوند ولـی خب وقتـی انسان هـدف داشته باشـه معمولا" بعد از مدتـی خواهـد فهمید البته ، من هم نسبتا" دیـر فهمیدم . خیلی خوشحال میشدم اگـر که امـروز 2 ساعـت وقت اضافـه داشتـم که پایـه پی 30 بودم یا 2 ساعت وقــت اضـافـه برای خوابیدن بیشتـر داشتـم   
اما خب ؛ همیشـه اونطـور که میخوایـم و میدونیم نمیشـه . حتـی اگـر صحبتت درست باشـه . حتـی اگـر استدلال زیبایی برای عملـی داشتـه باشـی ! حتـی اگـر دوستان خوبـی داشته باشـی . . .  ( در کـل بیکار بودم گفتـم بنویسم ) 

امتحانات هم دارن میـرن ما هم داریـم روز به روز سرویس تر میشیم . اما خب این هم بـد نیست امتحانات اول تجربـه هست البته خب منـم مثـل همیشـه باید امتحانات اول رو خـراب کنـم که به موفقیت فکـر کنم   
این تکالیـف (!) هم سرویس کردند مـا رو از دوستان تقاضا میداریم دعـا کنند برامون ، مرسی   

حرف بخصوصـی ندارم به جـز اینکـه سلامـت باشید

۱۳۸۹ آبان ۲, یکشنبه

فیزیـک و فـردا

سلام !  

خوبید !؟ من که نـه .  .  سرویـس شدـم  اینقـدر درس میخـونیـم زندگـی نمیکنیم کلا" هـدفـمون از زندگـی رو نمیدونـم چی هست . تو مدرسـه که افـرادی که فقط دنبـال نمایـش (!) هستند زیـادند . از اون که بگذریـم میرسیـم به درس که هزار ماشاالله هر روز امتحان و از این جک و جونورا برامون کابوس میسازه . حتـی نمتونیم یه قلب یخی دانلود کنیم   

امـروزم سـر کلاس " مزخـرف ؛ کثافـت  " اِ ببخشید منظـورم ریاضـی بود ( تیکـشـه ) ؛ یـک سوال رو غلـط جواب دادم  اعصـاب هم از درون داغـون بـود داشتـم میسـوختـم ولـی هنوز به جوابـم ایمان دارم    حیـف که این دبیـر های محتـرم ایمان ندارند  

زنگ اولـم پـول کتاب زیست اِ ببخشید منظـورم زیست شناسـی داشتیـم که معلـم عزیز ؛ پـول کتاب خودشو میخواست اگـه  ندید 0 میزاره   بیزنـس های نویـن !   

 بعدا" یه بررسـی در مورد این کتـاب میریم دیگـه چیزی به ذهنـم نمیـاد ؛ مغـزمون قفلـه  .   .   .  دعـا کنید برای امتحان فـردا  

i3ye   

پی نوشت : Following ندادم یه مدتـه ؛ بزودی