۱۳۸۹ مهر ۲۱, چهارشنبه

و خداوند توجیـه کنندگان را دوست دارد - قسمت اول

هـو الحـق 
(معنـایی که شاید بعضـی حس نکرده باشند )

خب اول واژه منطـق رو بررسـی میکنیم که آیا در بین مسئولین مدرسـه ی ما (!) وجود خارجـی داره یا نـه !؟ من که فکـر میکنم خیلی
 
اندک هست ؛ عجب واژه غریبی " استدلال " .... امیدی بهشون نیست :دی 


خب ! یک روزی از روز های مهـر وارد مدرسـه ای شدیم که توانایی توجیهی بسیـاری دارند . و بسزا سعـی در فراهم آوردن محیطی مناسب آموزشـی ، توجیهی ، پرورشـی ، دست به یقـه ای دارند . و ما هم بسیـار مورد الطافشون قرار میدادند از شاگـرد ممتاز تا بی انظبـاط ترین رو به یک چشـم نگـاه میکردند . خب و از روز اول شرح این حادثـه رو با هم میخونیم 

خب وارد مدرسـه شدیم دوستان رو دیدیم و از خوشحالـی در پوست ( البته متغیـر هست ) نمگنجیدیم ؛ جمـع میبندم چون شاید افراد دیگـری هم باشند 
در همان ابتدا سخنان گوهـر بار بانگ مهـر بوی نا مطبوع مدرسـه و اینا رو شنیدیم نهایتا" وارد سالـن اجتماعات شدیم تا تحت یه سخنرانـی مخـرب مارو اصلاح و نفـس کشیدن رو برای ما ممنوع کنند 

معاونت ارشد : دانـش آموزان عزیز شما یک سال بزرگتـر شدید ( به نکتـه جذابـی اشاره کرد ) بنابـراین برخـی از نکات رو باید رعایت کنید 
دوستان اطـراف من : پیف ! ( معنـی دار بود البته ) :دی
معاونت ارشد : توجـه کنید ! رفاقـت ما رفاقـت ناب هست ( بعدا" یه نمونـه از ناب بودنشو براتون ذکـر میکنم تحت تاثیـر قرار بگیرید ، که حتـی در جواب سلام هم بسنده نمیکنـه ) خب خلاصـه تا جایی که سخنان اصلیشو شروع کرد
معاونت ارشد :اما حرف آخرمو اول میزنم توجـه کنید : انگشتـر از اون اسلامـی ها ممنوع ، یقـه باید کاملا" بسته و مرتب باشـه ، نظـم رو همه جا رعایت میکنید ، زنجیـر اینا هم ممنوع پاره میکنیم سرویس شید (!) در ادامه ایـن لیست زیبای 10 دقیقـه ای به پیامد هاش میرسیم : پاتون به دفتـر من برسـه پاتونو قلـم میکنم . بسیـار هم با الطاف گفتند که تمام بچـه ها شگفت زده شدند  :دی 

در ادامـه دوستان دوم و سوم رو انداختن که مارو با تمام وجود اصلاح کنند ؛ واقعا لول بود ! بیش از اندازه :دی

در ادامه مسئول پایـه شریف سخنان گوهـر باری داشتند که تمام بچـه ها با دیده جان به ایشون گوش سپردند ؛ کلا" ایشون 1 دقیقه سخنرانـی کردند که هیچ کس هم هیچی نفهمید ! اما الان که فکـر میکنم حـس میکنم گرفتم چی میگفت در مورد اون موضوع که اول بلاگ گفتم . کلا" امیدی و انتظـار از این بیشتـر هم ازشون نیست 

بعد هم رفتیم سـر کلاس ، استاد شیمی اومد کلاس ، واقعا" با شخصیت و با متانت هست و خیلی هم خوب درس میده جدی هست توی کارش بیش از اندازه من ازش خوشم میاد ؛ سطـح علمی بالایی هم داره . همون اول یکی از دوستان تیکـه انداخت  و بعد بصورت لذت بخش توجیـه شد ,؛ البته از ..خـل ها از این بیشتـر هم انتظـاری نمیشه داشت . و زنگ آخـر هم زبان داشتیم که نشستیم حرف زدیم و معلـم با شخصیت و با شعـور زبانمون هم راه میرفت ما هم از هم سوالات کاملا" شرعـی میپرسیدیم ؛ خلاصـه روز اول هم نه خوب ، نه بـد سپـری شد ! فقط کولـه بازی از توجیـه رو برامون به همراه داشت . کلا" زیاد حال نکردم با روز اول مثـل سال قبـل که تازه بودم ؛ امسـال با مسئولین حال نکردم ؛ از روز دوم توجیـه ها شروع شد 

ادامـه دارد  





 


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر