۱۳۸۹ آبان ۱۲, چهارشنبه

گزارش آزاد - ریپورت 2

سلام ،

به نام خدایی که هر چـه میکشیـم از اوست . خب با سـری دوم ریپورت هستیـم خدمتتون ، خب حالا سوال پیش میـاد ! شـرح مسئلـه (؟) بـاز وقایـع مدرسـه هست .

خب ما مثـل بعضـی از مدارس یکــ رنگــ داریـم به اسـم " برنامه ریزی و از ایـن شـرجات " که حالا معلـمش مسئـول پایمـون هست . خـب کاملا" مشـهـود هست که نمیتونیـم انتظـار بحـث های مفید برنامه ریزی ، روش مطالعـه و از ایـن بلغوریات رو داشته باشیـم و در عـوض به پرورش جسـم و فوتبـال دستـی ( تفریحات ناسالـم در پیـامد های آن ) و به درد و دل و زیـراب زنـی عزیزانمان ( معلمان ) خواهیـم پرداخت لذا ، وقایعـی که برای شمـا بازگـو میکنـم از درد دل های ما در زنگـــ برنامه ریزی با مسئـول ( مجهـول الصفـت ) عزیزمون  (!؟ ) هست .  

معاون : دفتـراتونو در بیارن جـزوه بگـم ( که این جزوه گفتـن ریشـه در زدن زیراب گرام نـزد مدیرمحتـرم مجتمع [1] می باشد 
بجـه ها :  هاااا ( بعضـی از دوستان نقـش چـُس مصنوعـی رو ایفـا میکنند )
معاونت کبیـر : ( با صـدای بالا ، ما هم نمیگیم داد  )  دفتـر 100 بـرگ میـاریـن جزوه میگـم بنویسیـد [2]
یکـی از دوستان : آقا فکـر نمیکنید حیـف میـره !؟ 
دیگـری : آقا تـازه به فکـرتون  افتـاد درس بدید ؟
خودش (!) :  روش مطالـعـه PQ6R  

 از اونجا بود که روی به وقت کشـی آوردیـم در ادامه زیـراب معلـم های اجتماعـی ، دینی ، ریاضیات زده شده که اینجانب با دیدن توهیـن به معلـم ریاضیات برخواستـم و حمـایـت خود را از ایشان اعلام نمودم خب معلـم اجتماعـی هم بـدکــ نیست ؛ دینی هم جدیدا" لقب گـل من ( لقب یکی از دوستان هست ) رو نهـاده : دی 


لیـکـن میتـوان نتیجـه گرفت که با چـه موجودی سرکار داریـم 

بلاگ رو ادبـی نوشتـم که توی یاهـو پی ام ندید نثـرش ... شـره   

لغت نامه : 
[1] حــــااااج سعیـــــــــ...ــد صمــــ...ـــیــ...ــی
[2] بر اساس جکــ یارو که ادعـای پیامبـری میکنـه

در آخـر تشکـر میکنم از دوستان و تمام کسانـی که مـرا در ایـن امـر یاری رساندند ( حماسـی خوانده شود  )

۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

مـدرنیتـه و شلـوار پاره

سلام ، 
قضیـه ای که امـروز من تعریـف میکنم بر اساس یـک داستان واقعـی است . ( حماسـی بخونیـد ) 

آیا مـد تنها به سنـگــ برداشتـن و داغـون ( کلمـه ای ادبـی در بلاگ به نظـر نیامـد ) خلاصـه میشود ؟! 

پاسـخ این سوال را بایـد در مـا ها یافت ( کلیـت مسئلـه از همیـنجاست )  ؛  شمـا 2 حالـت دارید یا تاثیـر مثبت میگیریـد یا منفـی ؟ مثلا" یارو ( در حالتـی که دست بر روی کمربند دارد ) میـاد شلوار بیست هـزار تومـنی ( با تومـن های کشیده ) میگیره و جلـو اولیـاء عالـی با سنگـــ شروع میکنـه به پاره کردن زانـو های شلـوار . . . 

پـدر : قنـدعلسـم ! چـرا شلـوارتو خـراب میکنـی ؟!   
پسـر ( قند عسـل سابـق ) : مــَـَـَـَـَدَدَدَه ! 

کلا" شمـا از منیـد ؛ هویـت ندارید یعنـی  


خب این متنـی که خوندید یـکــ متـن کاملا" ادبـی و زیبا بود که امیدوارم مورد توجهتون قرار گرفتـه باشـه   
تو یاهـو پیام بدید که بگـم کلیت بلاگ منظـورش چی بود   

See in Hell