سلام ،
به نام خدایی که هر چـه میکشیـم از اوست .
خب با سـری دوم ریپورت هستیـم خدمتتون ، خب حالا سوال پیش میـاد ! شـرح مسئلـه (؟) بـاز وقایـع مدرسـه هست .
خب ما مثـل بعضـی از مدارس یکــ رنگــ داریـم به اسـم " برنامه ریزی و از ایـن شـرجات " که حالا معلـمش مسئـول پایمـون هست . خـب کاملا" مشـهـود هست که نمیتونیـم انتظـار بحـث های مفید برنامه ریزی ، روش مطالعـه و از ایـن بلغوریات رو داشته باشیـم
و در عـوض به پرورش جسـم و فوتبـال دستـی ( تفریحات ناسالـم در پیـامد های آن ) و به درد و دل و زیـراب زنـی عزیزانمان ( معلمان
) خواهیـم پرداخت لذا ، وقایعـی که برای شمـا بازگـو میکنـم از درد دل های ما در زنگـــ برنامه ریزی با مسئـول ( مجهـول الصفـت ) عزیزمون (!؟ ) هست .
معاون : دفتـراتونو در بیارن جـزوه بگـم ( که این جزوه گفتـن ریشـه در زدن زیراب گرام نـزد مدیرمحتـرم مجتمع [1] می باشد![]()
بجـه ها : هاااا ( بعضـی از دوستان نقـش چـُس مصنوعـی رو ایفـا میکنند )
معاونت کبیـر : ( با صـدای بالا ، ما هم نمیگیم داد ) دفتـر 100 بـرگ میـاریـن جزوه میگـم بنویسیـد [2]![]()
یکـی از دوستان : آقا فکـر نمیکنید حیـف میـره !؟
دیگـری : آقا تـازه به فکـرتون افتـاد درس بدید ؟
خودش (!) : روش مطالـعـه PQ6R![]()
از اونجا بود که روی به وقت کشـی آوردیـم در ادامه زیـراب معلـم های اجتماعـی ، دینی ، ریاضیات زده شده که اینجانب با دیدن توهیـن به معلـم ریاضیات برخواستـم
و حمـایـت خود را از ایشان اعلام نمودم
خب معلـم اجتماعـی هم بـدکــ نیست ؛ دینی هم جدیدا" لقب گـل من ( لقب یکی از دوستان هست ) رو نهـاده : دی
لیـکـن میتـوان نتیجـه گرفت که با چـه موجودی سرکار داریـم
بلاگ رو ادبـی نوشتـم که توی یاهـو پی ام ندید نثـرش ... شـره
لغت نامه :
[1] حــــااااج سعیـــــــــ...ــد صمــــ...ـــیــ...ــی
[2] بر اساس جکــ یارو که ادعـای پیامبـری میکنـه 
در آخـر تشکـر میکنم از دوستان و تمام کسانـی که مـرا در ایـن امـر یاری رساندند ( حماسـی خوانده شود
)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر