سلام ،
امـروز رو میشـه بدتریـن روز تاریـخ تحصیـل ام گذاشت روز که پائیـن تریـن نمره رو توی 9 سالـی که درس میخوندم گرفتم . امتحانایی که 100 برابـر این امتحان سخـت تر بودند . توجیـه نمیکنم اما فقط 2 رو 1 گذاشتن 4 نمـره غلط نیست که نمـره من رو 16 بکنـه . اگـر تجربـه باشـه که خیلی خوشحالـم اما میدونم تجربـه نیست . چون توی دقت اشکال داشتم . بـار اول هم نیست که توی دقت مشکل دارم یادم هست سال 2 راهنمایی بودیـم که با دقت دست و پنجـه نـرم میکردیـم و همیشـه مغلوب میشدیـم تا اینکه تلاش و سعـی کردم و تونستم جبران کنـم .
واقعا" امـروز برام سنگیـن بود وقتـی نمـره رو بهـم گفت . عرق سـرد رو چهـره اومـد ؛ مغـزم کـار نمیکرد . اصلا" و ابدا هم حال خوشـی نداشتـم . عده ای از دوستان هم بـرای ابـراز خنـده ، تمسخـر نثـار میکردند . شایـد اگـر من هم جای اونها بودم همیـن کار رو میکردم . عده ای از دوستان میگند ( چـه مدرسـه ، چـه یاهـو ) که خب من 16 میگیرم کلامو میندازم هـوا . در جواب بایـد بگـم که من خودم هستـم ، به خودم فکـر میکنم . امـا خـب ، بعضـی اوقات اوضـاع اونطـور که شایسـتـه هست پیش نمیره
از اون گذشتـه مـن به چـه رویی میتونم جلـوی خانواده بگـم . . . !
در کـل خیلی خستـم . دلـم میخواد 5 روز فقط بخوابـم فکـر کنم . فکـر کنم از زیبایی های دنیـا از هـدف خلقت انسان ها تا به نتیجه ای برسـم که روشنـی راه رو به مـن ببخشـه . . . الان که فکـر میکنم برای خودم متاثـر میشم من که 20 تا از همون مسئلـه رو توی 1 ساعت حـل کردم چـرا بایـد یکــ اشتباه لپـی (!) اینطور باهام کنـه . در کـل خیلی خستـه هستم . یکی هم نیست که بشـه باهاش صحبت کرد . یکی از بچـه های تو کلاسمون قشنگ میگـه :
تو نمیتونـی با دوستان مدرسـه صحبت کنـی چون آنتن زیاده و با خانواده هم نمیتونـی گـپ بزنـی .
فقط میمونند دوستان یاهـو که مثـل داداشـم دوستشون دارم . محـرم رازم هستند . شریـک غمم هستند . و از ایـن صحبت ها ؛ امیدوارم که این افت فاجعـه وار ممتد نباشـه . هر چند که بعدش عربـی که نمـره گرفتـم حالمـو بهتـر کرد و قبلش با خـدا حرف زدم سبک شدم . اما میخوام با خدا درد و دل کنـم . فقط میگم امیدوارم تجربـه بشـه و تکرار نشـه . . .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر