۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

علوم اجتـماعـی ، نمـرات لول ، استرس

سلام ، 

خیلی خستـه شدیـم با ایـن امتحانات ، در حـد لالیگا اذیـت میکنند . اونقـدر که دیگـه توان اینکـه بخوام استراحـت کنـم یا ... برام نمونده اما خب ، امتحانات رو با بـی دقتـی محض گنـد زدم که خیلی ناراحتـم . اما خـب ، مثـل همیشـه توی ایـن سال ها اولیـن امتحان بایـد خـراب کنیم که لـذت تلاش رو بتونـم ببـرم . گلـه ای ندارم . . . اما بعضـی از اوقات دوست دارم بترکـم از مفـت بودن همـه چیـز  . . . 

دلـم به درس نمیـره نمیدونم چـرا ؛ آهنگـــ خستـه گوش میدیـم و زنده ایـم . امید دارم که خـدا کمکــ کنـه که تـو بعـدی جبـران کنـم . یـه مدت هست خیلی تو ویکی پدیـا میچرخـم نمیدونم چـرا . . . علاقـه به تحقیق پیدا کردم ! آواتار یاهـو و فیس بوک هم در یک حرکت نمادیـن سیاه پوش کردم . که خستگــی رو نشون بـده  

دیگـه عرضـم به حضـورتون کـه زبـان هم نمرمون پائیـن شـد . همـش هم غلـط کشکـی و الکـــی باز هم میگم به بی دقتـی برمیگرده و 19 میـره تو کارنامـه خلاصـه اینکـه هیچی دیگـه فـردا هم اجتماعـی دارم از دوستـم پرسیدم یه دوری زدیـم دعـآ کنید 

پی نوشت : نمـودن مـارو 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر